دخترم، عزیز جانم،
این منم، همونی که بابا صداش می کنی. شاید برای تو خیلی چیزها باشم، مثل بقیه ی بابا ها برای بچه هاشون، خیلی قوی، خیلی مهربون، خیلی چیزای خوب دیگه.
اما دخترم منم یه آدمم، مثله همه ی آدم های دیگه، پر از زیاد و کم، پر از بالا و پایین، با خوبی ها و بدی های خودم. از آدما اسطوره نساز، از ادما بت نساز. چون میرسه روزی که ایرادها و بدی های آدما رو ببینی و بشناسی و اون روز ناامید میشی، اگه از اونا توی ذهنت بت ساخته باشی. از آدما انتظار نداشته باش بی عیب و نقص باشن.
دخترم، من همونم که بابا صداش میکنی. یه آدم مثله بقیه ی آدما با همه ی خوبیها و بدیهایی که دارم. اما همه ی سعیم رو برای خوشی و رشد تو میکنم، نمیدونم چقدر موفق باشم، اما به اندازه ی خودم برای تو تلاش میکنم تا خوشحال باشی، حال خوشت حالم رو خوش میکنه...
عزیز جانم، نیکای من، دوستت دارم.
برچسب:
نویسنده: بنیامین عابدی